(Some Medical Students (SMS
دلنوشته های دانشجویی چند دانشجوی پزشکی مهر 89 شهید بهشتی
بسم رب المهدی
دلخوش به آن مستحبی هستیم که جوابش واجب است:

السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج)


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فاطمیه است----------------


همان دستی را میگویم که آنروز فاطمه را بین در و دیوار گذاشت. از آن دست ها زیادند، تازگی ها...نه از همان کهنگی ها!!!!از در و دیوار دست نابکار میبارید---یک جا این دست ها در می آیند و در آتش میزنند...یک جا به صورت میخورند...یک نفر را گفتند امام است خدا گفت...خودش او را برگزید... همان دست های نابکار دست هایش را بستند، تا آزاد باشند، بروند پی همان انسانیت خاص خودشان...روشنفکران آن دوره ها از همان هایی که غایت وجود انسان را تنها رسیدن به لذت میدانستند و برود بمیرد کسی که خواست به یک وعده که ((معلوم نیست از کجای آسمان نزول کرده)) همه دنیای به این خوب و خوشی را رها کنندبله...آن روز ها هم روشنفکر داشتند---شاید پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ همین روشنفکرهای خودمان ............

از دست ها میگفتم همان دست های آن روز مادرِ مادرِ مادرِ مادرِ دست های امروز ---دست هایی که پشت پرده با دست های دیگر یکی میشوند میروند تفاهم نامه امضا میکنند...گاه مشت میشوند ظاهرا که بر ظالم بزنند اما در واقع گره شده اند و گردن مظلوم را میفشارند...
از چه میتوان نوشت؟ هنوز خیلی هایمان از زهرا فقط قصه در و دیوار را میدانیم...اصلا زهرا باید بین در و دیوار میماند... میان آدم هایی که از عصاره خلقت فقط حکم آموختند بعد که پیامبر خاموش شد گویی همه شان از خوبی خسته شدند خواستند باز مثل قدیم ترهای جاهلیت لذت ببرند...روی خون فاطمه به نماز ایستادند و رفتند پشت پرده با هم یکی شدند

همان پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ....


این دست ها قدرتمندند ، مگر میشود که نباشند ببینید ...چه با جرات و فتوحانه رهبر را بین در و دیوار میفشارند...


نه!! این درست نیست...خیلی ها کاری به رهبری ندارند ...کاری ندارند...و افتخار هم میکنند...افتخار هم میکنند که حالیشان است سیاست پاک نیست...پس طرفداری هیچ گروهی را نمیکنند...هم به بسیجی ها احترام میگذارند هم به غیر بسیجی ها و تنها در مورد قیمت ها نظر می دهند ... با شمام ....همین دست ها بی هوا میروند با پشت پرده ای ها یکی میشوند ، با دست های امثال من یکی میشوند آنقدر قدرت میگیرند که گلوی مهدی را هم میفشارند...بی هوا...سهوا... این جا زهرا به صدا در می آید:

أین تذهبون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 


دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است

جان را هوای از قفس تن پریدن است


از بیم مرگ نیست که سر داده ام فغان

بانگ جرس به شوق به منزل رسیدن است


دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم

باری علاج شوق گریبان دریدن است


شامم سیه تر است زگیسوی سرکشت

خورشید من برآی که وقت دمیدن است


سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی

مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است .


بگرفت آب و رنگ زفیض حضور تو

هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است


با اهل درد شرح غم خود نمی کنم

تقدیر غصه دل من ناشنیدن است


آن را که لب به دام هوس گشت آشنا

روزی « امین » سزا لب حسرت گزیدن است . 

س




نوع مطلب : مذهبی، 

       نظرات
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 23:19
شیما زارع شهامتی

روزای خاک خورده آخر سال، تکرار سرگیجه آور یک واقعیت به بزرگی 365 روز به طول و عرض و ارتفاع بهار و تابستون، به حجم پاییز و زمستون...قبول حقیقت یک سال به دنیای ماورا نزدیکتر شدن

این دومین عیدیه که دانشجوییم، دومین سالیه که قراره با خاطره هایی از همه صد و خورده ای نفر  تحویلش کنیم...هرچقدم چشم بسته باشیم و کلاسارو پیچونده باشیم، هرچقدم عاشق باشیم و جز عشقمون هیشکیرو تحویل نگیریم، ازین خونواده بزرگ خاطره هایی داریم که خوب یا بد تا آخر عمر بودنمون با خودمون یدک میکشیم، عکسایی داریم که شاید یه روز با شادی و حسرت بهشون نگاه کنیم(شایدم با نفرت، شایدم پارشون کنیم...چه میدونم دیلیتشون کنیم).

بیشتریامون خام اومدیم دانشگاه با طرز فکرایی که از نظر خودمون درست ترین بودن اما عوضشون کردیم، بعضیامون به امید تغییر برای بشریت طرح ریختیم و هر طور شده خواستیم تو کلاس پیادش کنیم، بعضیامون بی خیال بی خیال کلاس همش تو گردش و تفریح به لطف دوستانحضوری خوردیم و به لطف نمونه سوال پاس شدیم...بعضیامون پامون نرسیده دانشگاه عاشق شدیم و مخمونو زدن(یا ما مخ یکیرو زدیم)-البته قصه اون بعضیا جداست که قبل از 18 سالگی هم گرفتار این وادی مقدس بودن-بعضیامون رسالت دانشجو بودن رو فهمیدیم و زدیم تو خط جوییدن دانش:)

 عین جوامع حزب تشکیل دادیم...حزب روشنفکرا، حزب بسیجیا، حزب میانه رو ها، حزب مستقلین و گروهک های وابسته ... همه چی داریم اینجا: بچه مایه دارای تک فرزند، کسایی که  از خونواده های هشت- نه نفری از شهرای کوچیک یا روستاها اومدن، کسایی که وقتی پزشکی قبول شدن ماشین و طلا و مطب کادو گرفتن کسایی هم مثل ما که بهشون گفتن آفرین...آفرین...حالا ببینیم اونجا چی کار میکنی ما همه کنار همیم...داریم زندگی میکنیم ...باورش داری؟؟؟؟؟؟؟(با بعضیا تا ترم 5و6، با بعضیا تا آخر استاجری، تو اینترنی...حتی با بعضیا تا آخر عمر-بادا بادا مبارک بادا-)

این هفت سال که تموم شد یکی میره اونور آب(خوب چون آب و هواش بهتره، امکاناتش بیشتره، مردمش به هم احترام میذارن، سرشون همش تو زندگی این و اون نیست، آزادی، کشورش قرق آخوندا نیست، بی خیال خاک وطن، بیخیال سرزمین جنگ زده جهان سومی،بی خیال همزبونی-تازه انقد کانالای اونور آبو دیدیم که با اونا حس همزبونی بیشتری داریم، از نظر فکری نزدیکتریم-همه تعطیلاطم که پیش فک و فامیلای اونوری هستیم)، یکی تو سعادت آباد کلینیک زیبایی میزنه...یکی تو یکی از بیمارستانای بزرگ پایتخت سهم میخره و مشغول میشه...یکی برمیگرده شهرش اونجا مطب میزنه بعد کلی مشهور شدن  میره میشه نماینده مجلس، این بین کساییم هستن که میرن تو یه جای کوچیک در نهایت گمنامی فقط به امید اینکه مردمی رو نجات بدن ...قدمی برای بشریت بردارن...انسانیتو معنا کنن!!!!!!!!!!


اینارو نمینویسم که امر بر دوستان مشتبه بشه فک کنن من میگم اونایی که میرن بدن، اونایی که میمونن خوبن، پولدارا بدن، فقیرا خوبن،فقط میخوام بگم چقدر فاصله ها زیادن تو همین جامعه کوچیک کلاس و چقد فاصله ها بیشتر خواهد شد.

راستی داشتم در مورد عید مینوشتم چقد به انحراف کشیده شدما! الان که تقریبا همگی تو کانون گرم خانواده ایم( خدایی قبول کنید آدما هرچقدم منورالفکر، هرچقدم 4 ترمه، هرچقدم شیدا سفره هفت سین عیدو کنار خونواده به همه چی ترجیح میدن) رها از همه دغدغه های پاس شدن یا نشدن یه عالمه وقت داریم برای فکر کردن، دوباره دیدن، شاید کتاب خوندن...کمی برای خودمون اندیشه جمع کردن نواقص شخصیتیمونو بررسی کردن-حالا رفعش پیشکش-به جای حل شدن تو دنیایی که بقیه ساختنش یه حرف تازه گفتن-یه کار تازه کردن-یه زیستن تازه ابداع کردن-یه نو شدن تمام عیار حتی شده به چشم و هم چشمی طبیعت-

سر سال تحویل یادتون افتاد برا همدیگه دعا کنین ... آرزو کنین ... بی طرف، بی هیچ پیش زمینه ذهنی نسبت به همدیگه... از ته دل...تقسیم کنید چیزایی رو که با تقسیمشون هیچی ازتون کم نمیشه، چیزایی مثل دعا و آرزو رو



ادامه مطلب


نوع مطلب : درد دل، 

       نظرات
شنبه 27 اسفند 1390 21:48
شیما زارع شهامتی

سلام
برای گزارش کار فیزیولوژی عملی خون که شنبه باید تحویل بدیمش اگر از انتشارات اون چند صفحه رو نگرفتین این فایل رو حتما دانلود کنید

سعید آقاجانی

blood for lab




نوع مطلب :

       نظرات
چهارشنبه 3 اسفند 1390 18:58
محمدرضا طرخورانی


این داستانِ یک دکتر است. دکترِ داستانِ ما در حال حاضر در استرالیا زندگی می کند. زندگی بسیار مرفه ای دارد، زندگی که هیچیک از همکلاسی هایش حتی خواب آن را هم نمی دیدند !

همه ی ما می خواهیم در زندگی به بالاترین چیزها دست یابیم. در هر کلاس می خواهیم شاگرد اول باشیم، گرانترین لباس های بازار را بخریم، کفشهایمان جزء کفش های تک باشد، بلندترین و گرانترین اتومبیل شهر را می خواهیم، می خواهیم با زیباترین و خوشگلترین دختر شهر ازدواج کنیم، دوست داریم بچه هایمان از زیباترین و بهترین بچه های مدرسه خود باشند. می خواهیم بهترین پست ها را داشته باشیم، دلمان می خواهد اگر کاری را شروع کردیم، یک شبه به اوج برسیم و همه ما را به عنوان الگوی "موفقیت" بشناسند.

اما دکترِ داستانِ ما روحیه اش با این قیاس ها سازگار نبود و در این راستا در کل انسانِ کاملاً "متفاوتی" بود.

او می خواست یک زندگی
"معمولی"داشته باشد و جالب اینکه در هیچ امتحانی قصد نداشت رتبه ی اول را کسب کند.




ادامه مطلب


نوع مطلب : درد دل، 

       نظرات
جمعه 28 بهمن 1390 17:46
آزاده احمدزاده

 كد درس نام درس  گروه درس
 3154208   اصول كلی تغذیه  1
 3154225  تماس زودرس با بیمار (1) عملی  هر گروهی که هستین رو وارد کنید 1یا2یا3یا4
 3154230  دستگاه بینایی نظری  1
 3154231  دستگاه بینایی عملی  هر گروهی که هستین رو وارد کنید 1یا2یا3یا4
 3154238  دستگاه خون و لنف نظری  1
 3154250  دستگاه گوارش نظری  1
 3154257  ژنتیك  1
 3154276  تماس با جامعه یك (ت و ع)  هر گروهی که هستین رو وارد کنید 1یا2یا3یا4
 3154291  بیوشیمی عملی  هر گروهی که هستین رو وارد کنید 1یا2یا3یا4
 3154339  دستگاه خون و لنف عملی  هر گروهی که هستین رو وارد کنید 1یا2یا3یا4
 3154351  دستگاه گوارش عملی  هر گروهی که هستین رو وارد کنید 1یا2یا3یا4
 3154780  تفسیر موضوعی نهج البلاغه

  خانمها 1

آقایون 3

 3154782  تاریخ امامت

  خانمها 1

آقایون 3


سعید حاجی آقا جانی




نوع مطلب :

       نظرات
شنبه 22 بهمن 1390 12:03
محمدرضا طرخورانی
سلام.
کلید امتحان پوست دیروز اومده بود. گفتم بذارم اینجا تا بلکه قبل امتحان اعصاب یه روحیه ای بگیریم.


امیدوارم که همه راضی باشن از نمره هاشون!




نوع مطلب : دانشگاهی و علمی، 

       نظرات
یکشنبه 16 بهمن 1390 10:55
سید رحیم حسن پور

امروز که زمین و آسمان می گرید / از ماتم عسکری جهان می گرید

جا دارد اگر شیعه خون گریه کند / چون مهدی صاحب الزمان می گرید

سالروز پرپر شدن یازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، حضرت امام حسن عسگری (ع) را به صاحب عزای حقیقی، حجت بن الحسن (عج) و همه  پیروان ایشان تسلیت عرض می کنم.

***************

" تنگه هرمز"‌ شاه کلید روابط خصمانه ایران و آمریکاست ؛ از زمانی که آمریکایی ها بحث تحریم نفتی ایران را مطرح کردند ، تهران نیز این پیام را علنی کرد:‌ اگر نفت ما صادر نشود ، نفت کس دیگری هم از تنگه هرمز عبور نخواهد کرد.

سپس مانور نظامی ارتش ایران در تنگه هرمز برگزار و نحوه بستن تنگه تمرین شد. قرار است در ماه جاری نیز مانور دیگری توسط سپاه در همین منطقه برگزار شود.

آمریکایی ها هم تهدید کردند اگر ایران تنگه را مسدود کند ، آنها واکنش نشان خواهند داد. قضیه به حدی بالا گرفت که حتی اوباما نیز پیامی به عالی ترین مقام جمهوری اسلامی ایران فرستاد و تنگه هرمز "خط قرمز"‌ ایالات متحده دانست و در همان حال بر مذاکرات مستقیم نیز تأکید کرد.



حال سخن این است که آیا ایران می تواند تنگه را ببندد و اگر بست ، چه اتفاقاتی می تواند متصور باشد؟! در این نوشتار می کوشیم به این سوال ها پاسخ دهیم.




ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، 

       نظرات
چهارشنبه 12 بهمن 1390 14:10
حسین فوزی فرد

یه جورایی سلام

دلم خواست یه مطلب طنز بزارم. کاری که تو این وبلاگ کم اتفاق افتاده!

به عنوان نظر شخصی اصلا با این کار میونه خوبی ندارم هرچند که خیلیا علل خصوص دخترا پایه ی این کارن.... ولی خداییش خیلی دلم به حال این یارو سوخت.

امیدوارم فقط جنبه طنز قضیه مد نظر باشه و کسی ناراحت نشه. سطح جنبه رو ببرید بالاتر.!!

=======================================================================



ادامه مطلب


نوع مطلب : جالب، 

       نظرت چیه؟
سه شنبه 4 بهمن 1390 22:10
آزاده احمدزاده
سلام. با تشکر از همه دوستانی که تو این شبای امتحان زحمت نوشتن جزوه ها رو کشیدن لینک دانلودشو تو این پست میزارم:






نوع مطلب :

       نظرات
یکشنبه 2 بهمن 1390 12:51
سید رحیم حسن پور
میبینم که همه سخت مشغولیم و ... امیدوارم برا همه نتیجه بده!!!!! ما که از پاب مد خسته شدیم زدیم جاده خاکی وب فارسی گردی!

اینو در حمایت از آقای شریفی پیدا کردم

در بدترین ما آنقدر خوبی هست و در بهترین ما آنقدر بدی هست که هیچ یک از ما را شایسته نیست از دیگران عیب جویی کنیم


قبول کنیم که وقتی حرف از منافع جمعیه همه باید یه کم کوتاه بیایم!

برا عاشقای وبلاگ که چن وقته نیستن:

مرا به ذهنت بسپار، نه به دلت.........................من از گم شدن در جاهای شلوغ می ترسم

اینام برا دوستای گلم:

مرداب از رود پرسید:چگونه زلال شدی؟ رود گفت : من گذشتم تو نیزبگذر

آرزویم برایت این است :درمیان مردمی که می دوند برای زنده بودن آرام قدم برداری برای زندگی کردن

اینام برا دل خودم:


آدمهای ساده را دوست دارم.
همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند.
همان ها که برای همه لبخند دارند.
همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند.
آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛
عمرشان کوتاه است.
بسکه هر کسی از راه می رسد یا ازشان سوءاستفاده می کند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان می دهد.
آدم های ساده را دوست دارم .
بوی ناب “آدم” می دهند

این آخریم واسه با مرامایی که خیلی دل شکسته ان:


غمهایی که چشمها را خیس نمیکنند ؛ به استخوان رسیده اند

راستی یه درس برا هممون

دهانتان را به اندازه ای باز کنید که حرف در دهانتان نگذارند

اینم یه کلکسیون از چیزایی که الان نیست برا آزاده!...ایممممممممممممممممممممم








نوع مطلب :

       نظرات
یکشنبه 25 دی 1390 22:02
شیما زارع شهامتی


( کل صفحات : 18 )    1   2   3   4   5   6   7   ...